مجله طب اسلامی » طب اسلامی » رابطه طب و عدالت
مجله طب اسلامی

رابطه طب و عدالت

رابطه طب و عدالت

?یکی از مهمترین آرمانهای دین دستیابی به عدالت است تا بدانجا که یکی از مهمترین موضوعات در دین مبین اسلام آنست که عدالت در حوزه ی اصول دین جانمایی شده واین نشان از اهمیت این امر در نگاه اسلام دارد.
عدالت در اسلام از دو منظر قابل بررسی است

  عدالت افریدگار

عدالت در حوزه ی مخلوقات درشئون فردی واجتماعی
در این مبحث از نگاه عدالت افریدگار در حوزه ی طب بدان خواهم پرداخت

.
?ضرورتا این امر که افریدرگای قابل ستایش وتکریم است که در همه شئون پروردگاری به عدالت عمل کرده باشد هر چند مفهوم عدالت در سنجش، کار ناشدنی می نماید. واز حکمت خداوند پی به عدالت افریدگار می توان برد ولی لاجرم موضوع طب موضوعی عینی است .انچه در این پندار قابل تامل است این مطلب است که واگذاری طب به مخلوق سنخیتی با عدالت پروردگار عظیم الشان دارد یا خیر؟
? اگر طب امری تجربی است چگونه می توان عدالت را برای گذشتگان به درستی معنا کرد یعنی چون بشر در راستای افزونی و یادگیری در دانش طب ،امروز به توانمندیهای دست یافته که گذشتگان از این موهبت محروم بوده و به دلیل نبود چنین امکاناتی محکوم به مرگ و زوال بوده است وهمین امر نسبت به زندگان در حال ورابطه شان با آیندگان صادق است زیرا بشر فردا به واسطه ی ترقی و رشد در طب امکان درمان بیماریهای را خواهد داشت که امروز لاعلاج خوانده می شود واین ظلمی است به ما و گذشتگان ما که از چنین موهبتی محروم گشته ایم.
?دیگر اینکه راه دستیابی به چنین تجربه هایی ،و رشد وترقی در حوزه ی طب مرهون تحمل ضرر و زیان گذشتگان و زندگان است تا چون موش آزمایشگاهی هزینه تجربه اندوزی وپیشرفت آیندگان رابپردازند تا ایندگان بتوانند با مشکلات کمتری در حوزه ی درمان زندگی کنند و بشر مهمترین سرمایه ی خود را که جان آدمی است به ازمایشگاه پیشرفت وترقی بشریت می سپارد واز این گذر چه رنجهای طاقت فرسا را که متحمل نمی شود…

عدالت در طب

?شاید پیچدگی روابط انسانی امروز درک این مطلب را برای ما آسان کرده باشد. در دنیایی که همه در پی انحصاری نمودن داشته های خویش هستندوکوچکترین گذشتی در فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی دیده نمی شود وهرکس بدنبال ثبت یافته های خویش است. واگذاری علم طب به بندگان قطعا نتیجه ای جز انحصاری بودنش نخواهد داشت.
?موضوع دیگر که باید مورد توجه قرار گیرد،این مطلب است که جایگاه سلامتی کمتر از نقش روزی در زندگی مردم نیست همانطور که الله، رزاق است شافی نیز هست. منطقا همانطور که خدا متکفل روزی بندگان است واین امر بین علمای اسلام وحتی مردم عادی امری بدیهی است شافی بودن خدای نیز جز قطعیات دین مبین اسلام است مگر تعریف جدیدی از شافی بودن باریتعالی ارائه شود که تا به امروز ما بدان اگاه نبوده ایم واین نشان از بدعتی است که امروز مجال پرداختن بدان نیست

.
حال باریتعالی چگونه شافی است که توان انجام تکالیف ذاتی وحتی صفاتی خویش را ندارد.
?علمای اسلام معتقد بدانند که صفات خدا عین ذات اوست. حال آنان که موافقان این رایند که طب اسلامی نداریم باید پاسخگو باشند که باور ایشان این وجه خداوندی باریتعالی بر زمین مانده که چنین درکی قطعا به عیب ونقص در باریتعالی منتج می شود که بلا شک سخنی جز کفر والحاد نیست واگر آنان معتقد به واگذاری طب به اسباب دنیایی هستند و می پندارند که خدا رفع حوائج طبی را مانند برخی از نیازهای انسان به انسانها وروابط درون انسانی واگذارده است.
?آنگاه این مطلب قابل مناقشه است که چه کسانی در دنیا شایستگی رتق وفتق امور سلامتی بشریت را دارند؟
وباز دوباره این سوال مطرح میشود که کدام یک از بندگان شایستگی پذیرفتن چنین مسئولیت خطیری را برعهده دارند ؟واین افراد باید دارای چه ویژگیهای باید باشند؟
؟آیامی شود این امر را به هر کسی واگذار کرد یا این اشخاص باید دارای ویژگیهای خاصی باشند و توانایی انحام این امر خطیر را داشته باشند که همان پیامبران واهل بیت پیامبر ختمی مرتبت اند.

شافی بودن خدا به چه معنی است؟.
شاید بتوان از سه جهت این امر را بررسی کرد.
?خدا شفا دهنده است به این معنی که انسان برای درمان دردهایش به خدا متوسل شود و مستقیما از درد و آلامش به او پناه برده و از او یاری میجوید.قطعا چنین فهمی از شافی بودن خدا درست می باشد.
?خدا به واسطه شفاعت کنندگان شفا می دهد و مردم برای درمان به آنان که پیامبران و اهل بیت واولیایی الهی هستند متوسل میشوند وخدا از ناحیه ی ایشان شفا را عنایت می کند. برای این رای هم در باور تشیع، مستندات زیادی هست.
?خدا اسباب درمان را فراهم نموده است و از طریق اسباب که غذا،طبیب،دارو…باشد.بندگان را شفا دهد. وبرای هرکدام دلایلی است که در این مطلب بدلیل به درازا کشیدن میگذریم.
?برگرفته از محتوای دین میشود فهمید که بیماری علل مختلفی دارد که یک قسم از این بیماریها از باب امتحان ودیگر از باب تنبیه به سبب گناهان وغیره است یعنی درد از ناحیه ی
خداست ودرمان نیز از او می باشد.
آیا پسندیده است بگوییم خدا درد داده ولی درمان را به تجربه ی بشری سپرده وباید مردم دسته دسته عذاب بکشند تا شاید درمان این بیماری توسط بشریت کشف شود تازه اگر عمر بندگان کفاف دهد. این نوع نگاه به شافی بودن خدا نه عقلا ونه شرعا درست نیست.
?عدالت آن است که هر آن کس که درد دهد، درمان نیز دهد.
خدایکه رحمانیتش برسایر صفاتش پیشی می گیرد به نظر نیاید درد از او باشد و درمان از بندگانش، این از انصاف به دور است و او که خالق انصاف است با بندگان به ره انصاف وعدالت خدایی می کند…

✍️بنده خدا حسن قربانپور

داروی های طب اسلامی

همچنین ببینید:

اثبات کجی دیوار پزشکی مدرن

اثبات کجی دیوار پزشکی مدرن تبدیل طب طبیعی به طب شیمیایی  در۴۵۰سال پیش خشت نخستین …

یاسی اشکی در ماه عسل و دروغ های بی پایان الهه مرگ

   برنامه ماه عسل با موضوع تبلیغ یک واکسن جدید و مفاد ضد دینی سند …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Watch Dragon ball super